تبليغاتX
-: ولایت علی :-

-: ولایت علی :-

میلاد حضرت علی (علیه السلام) مبارک باد

نمی دانم چه بنویسم چون واقعاازمولاعلی علیه السلام نوشتن و گفتن بسیاربی حد دشوار است واقعامولا علی علیه السلام مشقتی است برای نویسنده یا گوینده ای که می خواهددرموردشخصیت بی همتای ابرمردهمه ابعاد تاریخ سخن بگوید پس من نیز درآن حد نیستم که بخواهم چیزی بنویسم لکن نتیجه گرفتم چه بهتر که بزرگی وافضیلت مولاراباسخن خود مولاعلی علیه السلام بیان کنم:  قسمتی ازخطبه قاصعه

من در خردسالی بزرگان عرب رابه خاک افکندم.شجاعان دو قبیله معروف "ربیعه"و"مضر"رادرهم شکستم حتما موقعت مرانسبت به رسول خدا صلی الله علیکم و آله درخویشاوندی نزدیک ودرمقام منزلت ویژه می دانید،درحالی که کودک بودم مرادرآغوش خود می گرفت و بوی پاکیزه اورااستشمام می کردم و گاهی غذایی را لقمه لقمه در دهانم می گذاشت هرگز دروغی درگفتار من و اشتباهی در کردارم نیافت.از همان لحظه ای که پیامبر را از شیر گرفتندخداوند بزرگترین فرشته خودرا مامور تربیت پیامبر صلی الله علیکم و آله کردندتاشب و روز اورابه راه های بزرگواری،راستی و اخلاق نیکو راهنمایی کندومن همواره با پیامبرصلی الله علیکم و آله بودم چونان فرزند که همواره با مادر است.پیامبرصلی الله علیکم و آله هر روز نشانه ای تازه از اخلاق نیکو را برایم آشکارمی فرمودو به منفرمان می دادکه به او اقتدا نمایم.پیامبرصلی الله علیکم و آله چندماه ازسال رادرغار حرامی گذراند،تنها من اورامشاهده می کردم وکسی جزمن اورا نمی دید در آن روزهادرهیچ خانه ای اسلام راه نیافت جز خانه رسول خداصلی الله علیکم و آله که خدیجه هم در آن بود ومن سومین آنها بودم من نور وحی و رسالت رامی دیدم و بوی نبوت را می بوییدم من هنگامی که وحی بر پیامبر صلی الله علیکم و آله فرود می آمد ناله شیطان را شنیدم گفتم :ای رسول خدا صلی الله علیکم و آله این ناله کیست؟گفت شیطان است که از پرستش خویش مایوس گردید و فرمود ""علی تو آنچه رامن می شنوم،می شنوی وآنچه را که من می بینم،می بینی جز اینکه تو پیامبر نیستی بلکه وزیر من بوده و به راه خیر می روی

در آن نفس که بمیرم د رآرزوی تو باشم

                                       بدان امیدجان دهم که خاک کوی تو باشم

+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم تیر 1388ساعت 14:33  توسط محسن  | 

خطبه بى الف مولاى متّقيان

چنين روايت شده كه وقتى اصحاب پيغمبر ـ صلّى اللّه عليه و آله ـ با يكديگر مذاكره مى نمودند كه كدام يك از حروف هجا در كلام زيادتر استعمال مى شود, بالاخره رأى همه بر آن قرار گرفت كه الف زيادتر در كلام مى باشد.
ناگاه حضرت امير المؤمنين ـ عليه آلاف التحيّة و الثناء ـ وارد گرديد و بدون آن كه قبلاً فكر كند و ترتيب كلماتى دهد كه در او الف نباشد اين خطبه ءمفصّل را بيان فرمود كه هيچ الف در آن نيست و آن خطبه اين است ...

حدیث را در ادامه مطلب مطالعه فرمایید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه ششم تیر 1388ساعت 14:52  توسط محسن  | 

خطبه بدون نقطه از امیر المومنین

قرنهاست که خطبه ی بی نقطه ی امام امیر المومنین که ناگهانی ایراد شده هوش از سر عامی و دانشمند می رباید.این خود اعجاز و کرامتی شگفت است بر امامت علی علیه السلام.و به همین منوال است نقطه بی الف حضرت.هدیه ای به دوستان باشد این پست که خطبه بی نقطه است.اما اصل داستان اینکه:اصحاب رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم اطراف امام علی علیه السلامرا گرفته بودند و از هر دری سخن می راندند تا اینکه سخن به اینجا انجامیدکه گفتن جمله ای که در آن نقطه نباشد سخت و شاید غیر ممکن باشدامیر المومنین علی علیه السلام بلند شد و به صورت ناگهانی خطبه بی نقطه زیر را ایراد فرمود:

الحمد لله ٬ الملک المحمود ٬المالک الودود ٬مصور کل مولود ٬

و مآل کل مطرود ٬ساطح المهاد ٬و موطد الاطواد ٬و مرسل المطار ٬مسهل الاوطار عالم الاسرار و مدرکها ٬و مدمر الاملاک و مهلکها ٬و مکور الدهور و مکرر ها ٬و مورد الامور و مصدرها.

عم سماحه و کمل رکامه و همل ٬و طاوع السوال و الامل ٬

و اوسع الرمل و ارمل.حمدا ممدودا مداه ٬و اوحده کما وحد الاواه ٬و هو الله لا اله للامم سواه ٬ولا صادع لما عدل له و سواه ٬ارسل محمدا علما للاسلام ٬واماما للحکام ٬ مسددا للرعاع ٬ومعطل احکام ود و سواع ٬اعلم و علم ٬و حکم و احکم ٬

و اصل الاصول و مهد ٬و اکد الوعود و واعد .اوصل الله له الاکرام ٬و اودع روحه السلام ٬و رحم اهله الکرام ٬ما لمع رآل ٬و ملع رال ٬و طلع هلال ٬وسمع اهلال.اعلموا رعاکم الله اصلح الاعمال ٬واسلکوا مسالک الحلال ٬ واطرحوا الحرام و دعوه ٬واسمعوا امر الله و دعوه.و صلوا الارحام و راعوها ٬ و عاصوا الاهواء واردعوها ٬ و صاهروا اهل الصلاح و الورع ٬وصارموا رهط اللهو والطمع ٬و مصاهرکم اطهر الاحرار موطدا ٬ و اسراهم موددا ٬و احلاهم موردا ٬و اها هوامکم ٬ و حل حرمکم.مملکا عروسکم المکرمه ٬ و ماهر لهما کما مهر رسول الله ام سلمه ٬و هو اکرم صهر اودع الاولاد ٬ و ملک ما اراد ٬و ما سها وهم ٬و لا وکس ملاحمه و لا وصم .اسئل الله لکم احماد وصاله ٬و دوام اسعاده ٬ و الهم کلا اصلاح حاله ٬و الاعداد لماله و معاده ٬ و له الحمد السرمد و لمدح لرسوله احمد.

ترجمه :

حمد و ستایش پرور دگار جهانیان را که سلطانی ستوده شده استو مالکی مهربان و تصویر کننده ی هر مولود و محل بازگشت هر رانده شدهو هموار کننده ی صحرا ها و آرام دهنده ی کوهها و روان کننده آب بارانهاو آسان کننده ی مشکلات و مرادها .همان خدایی که داننده رازها و درک کننده ی غیب هاست  هلاک کننده ی مالکیت ها  و گرداننده ی روزگاران ٬به وجود آورنده ی مخلوقات و محل پیدایش رخدادها.خداوندی که سفره ی عامش همیشه گسترده باشد و خوان نعمت و کمالش همواره پهن و آماده است.کسی که به سائل می بخشد و آرزوها را بر آورده می کند و صحرا ها را وسعت داده و سنگریزه ها را فرش زمین ساخت. ستایشی که ادامه دار باشد و او را واحد می دانم چنانکه ابراهیم او را واحد می دانست.او الله است که هیچ امتی الهی غیر او ندارد و کار میزانی را که انجام دهد ٬احدی نمی تواند ما نع شود.محمد را نماد اسلام قرار داد  و پیشوای حکمرانان و پشتیبان مردم و بر اندازنده ی حکمهای ظالمانه. اعلام کرد و تعلیم داد و حکم کرد و استوار کرد و پایه های هدایت را بنیان گذارد و فراهم کرد.تاکید کرد در وفای به عهد و شما را وعده ی سروری داد خدا او را به اکرام ایصال کند و روحش را به سلام بر ساند و اهل بیت با کرامتش را رحمت فرستد تا خورشید نور دارد و ماه تابش می کند و تا باد می وزد و آب روان است ای مردم خداوند شما را رعایت فرمود و اعمال شما را پذیرفت اینک به راه و  روش حلال بروید و حرام را وا گذارید امر خدا را بشنوید و عمل کنید و صله رحم نمائید و رعایت آ ن کنید. با هوای نفس مخالفت  و رهایش  کنید. با اهل صلاح و پرهیزکاری باشید و از لهو و طمع گریزان باشید.

... (باید رجوع به لغت کنم)دخترانتان را مهریه کنید به مهریه ای که رسول خدا برای همسرش ام سلمه قرار داد (۵۰۰درهم). تا صاحب بهترین اولاد شوید ...(باید رجوع به لغت کنم)

از خداوند برای شما خوا هانم همگان را کردار پسندید دهد و همیشه سعادتمند گرداند و نیکی کار هر کدام را  الهام فرماید و اندوختن مال را و ذخیره آخرت را بیاموزد. ستایش بی نهایت خداوند راست و محققا حمدی برای رسول از کارهای دیگر شایسته تر است.

درفصاحت این خطبه چگویم که فصاحتش نا گفتنی و میوه شیرین بیانش برای اندیشه من و شما نا خوردنی است.

+ نوشته شده در  شنبه ششم تیر 1388ساعت 14:33  توسط محسن  | 

شیعه بی اشک شمع مرده است(بسیار مهم)

چرا گریه کنیم ؟

اروپاييان نام ايرانيان را ملت گريه گذاشته اند ،‌ مسيحيان براي شهادت عيسي جشن مي گيرند . ( البته آنان عقيده دارند كه حضرت عيسي شهيد شده است و الا به قول قرآن كريم حضرت عيسي به آسمان عروج كرد ) ولي شيعيان براي شهادت امام حسين گريه مي كنند . مي گويند « گريه نشان دهنده ي ذلت ، خواري ، سرخوردگي و شكست ملت است و جشن نشان دهنده ي پيروزي و سر بلندي » چرا شيعيان اصرار دارند كه هر سال و بلكه هر هفته مصيبت بخوانند و گريه كنند ؟تكرار اين كار چه فايده اي دارد ؟ از اين گريه ها چه سود مي برند ؟ و در زندگي آنان چه اثري دارد ؟ مگر شهادت آرزوي همه نيست ؟ پس ما بايد خوشحال باشيم كه امام حسين شهيد شدند ؟ مگر در اسلام گريه كردن براي كسي كه از دنيا رفته مكروه نيست ؟ آيا كساني كه اهل گريه هستند دچار افسردگي و گرفتگي روحي نيستند ؟ و ..... .

در اين نوشته ي مختصر گريه از ديدگاه و زاويه اي بررسي شده است كه شايد ناگفته هايي را در اين موضوع در بر داشته باشد .

تفاوت خنده و گريه

انسان وقتي مي خندد فقط براي خود مي خندد ،‌ يعني خنده مانند شهوت در خود فرورفتن است و جنبه ي شخصي  و فردي دارد. موقع خنديدن هيچ كس مورد نظر انسان نيست كه بگويم فلاني به خاطر فلاني مي خندد . هر كس براي خود مي خندد و بس .  اما گريه يك طرفه نيست بلكه دو جانبه مي باشد . يعني به خاطر يك چيز يا يك كسي گريه مي كنيم . وقتي از دوست يا يكي از نزديكان خود دور مي شويم يا او را از دست ميدهيم شديدا ناراحت شده و احيانا گريه مي كنيم ،‌حتي گاهي از ملاقات كسي كه خيلي او را دوست داريم اشك شوق مي ريزيم ،‌ اين ها نشان مي دهد كه شخص با دوستش يك ارتباط روحي دارد و اين ارتباط روحي موجب شده تا به هم نزديك تر و شبيه تر شوند .

گريه ارتباط روحي و نزديك و قرب به معشوق

مطمئنا دو نفر اگردر خيلي از چيزها مثل اخلاق و رفتار و فكر و .... شبيه هم نباشند با هم دوست نمي شوند ، اگر دقت كرده باشيد در طول چند سال دوستي دو نفر خيلي شبيه هم ديگر مي شوند . شما اگر كسي را بسيار دوست داشته باشيد با نگاهي در اخلاق و رفتار خودتان در مي يابيد كه حتي راه رفتن ،‌ نشستن ، حرف زدن و بسياري از كارهايتان شبيه اوست . اين نكته نشان گر آن است كه تا چه حد دو دوست از نظر روحي بر هم اثر مي گذارند . اگر دوستي دو نفر در حد عاشقي باشد ، شايد از نظر روحي كاملا شبيه هم شوند . چون انسان هميشه به شكل كسي زندگي مي كند كه او را دوست مي دارد .

پس اگر كسي در فراق يا اندوه ديگري گريه مي كند مطمئن باشيد كه دوست دارد خود را شبيه او كند ( دقت كنيد ) شما عاشق هر چيز باشيد شبيه او مي شويد پس با اين اوصاف آيا بهتر نيست عاشق و دوست كسي شويم كه در شجاعت و غيرت وايثار و عبادت و .... در يك كلمه در انسانيت از همه بالاتر است ؟

پس دو نفر با دوستي به هم نزديك شده و در اخلاق و روحيه شبيه هم مي شوند چون از هم تاثير مي پذيرند . با اين حساب معلوم مي شود كه چرا ما براي امام حسين يا امامان ديگر گريه مي كنيم ، هدف از گريه براي ائمه اين است كه خودمان را از نظر روحي به آنها نزديك تر كرده و در زندگي شبيه آنها بشويم . گريه از اين نظر مفيد است كه اين ارتباط روح ها را قوي تر و حرارت ارتباط را بيشتر مي كند . در نتيجه انسان از معشوق خود بيشتر تاثير مي پذيرد و به او شبيه تر مي شود . پيامبر اكرم ( ص ) مي فرمايند « هر كس خود را شبيه قوم و گروهي كند از آنان است .» با توجه به مطالب ذكر شده معلوم مي شود كه هر گريه اي سازنده نيست . انواع ديگر گريه مانند گريه ي شكست ، شوق ، محروميت ،‌ دل تنگي ، حزن و اندوه و .... نمي تواند در مورد گريه بر ائمه صحيح باشد . گريه براي امام حسين عليه السلام براي كسب يك روح حماسي و پرشور و غيرتمند است .

از طرف ديگر خود را شبيه ديگري كردن نيازمند يك عشق سوزان است و گرنه نمي توان از ديگري تاثير گرفت ، پس آنان كه مي خواهند به مقام ائمه نزديك شده و انسان كامل شوند بايد عاشق آنان باشند و خوب مي دانيم كه اشك ترجمان دل است . يعني گريه نشان يم دهد كه چه كسي عاشق است .

 آتشم بر جان ولي از شكوه خاموش بود                      عشق را از اشك حسرت ترجماني داشتم

شكسپير مي گويد « انديشه ها ، رؤياها ، آه ها ، آرزوها و اشك ها از ملازمان جدايي ناپذير عشق هستند و عشقي كه با اشك هاي چشم شست و شو مي شود هميشه پاكيزه و تميز و زيبا خواهد ماند» هم چنين ويكتور هوگو مي گويد « خوش بخت آن كسي است كه خدا به او دلي بخشيده كه شايسته ي عشق و سوز و گداز است . هر كس اوضاع عالم و قلب انساني را در آينه ي دو روي عشق و درد نديده باشد او هيچ حقيقتي را نديده و از دنيا چيزي نفهميده است »

 هر گز نميرد آنكه دلش زنده شد به عشق                     ثبت است برجريده عالم دوام ما

فوايد و هدف از گريه بر امام حسين عليه السلام

تذكر اين نكته لازم است كه بر خلاف آن چه بسياري مي گويند در عزاي آقا ابا عبدالله الحسين ما براي تسلي دل حضرت زهرا گريه نمي كنيم ، اين تفكر انديشه اي باطل و نادرست است . زيرا پس از شهادت حضرت در بهشت برين در جوار مادر بزرگوارشان مسكن گزيدند ، از اين جهت ديگر جاي چنين سخني نيست . ما براي آن نمي گرييم كه روزي در صحرايي شخصي را غريب و تشنه قطعه قطعه كردند . گريه ي سازنده آن است كه طي آن روح ،‌ روحي حسيني شود . يعني آن كه افكار ،‌ شجاعت ،‌غيرت ، معرفت و اخلاص اين شمع پروانه ي جان ها در جان تاريك ما نيز تابنده گردد چنان كه هر كه چنين شد زنده ي تاريخ مي شود ، مثال آشكار و كنوني آن را مي توان در گلزار شهداي هر شهر و ديار ديد .

نكته ي بعد اين كه همه ميدانيم كسي كه دين دار است چه نعمتي دارد و آن كه بي دين است چه قدر از خوش بختي فاصله دارد . بنابراين حفظ كردن دين و مكتب از مهم ترين وظايف است كه گريه براي امام حسين عليه السلام بيشترين تاثير را در اين جهت دارد . امام خميني مي فرمايد « بچه ها و جوان هاي ما خيال نكنند كه مساله ، مساله ي ملت گريه است . اين را ديگران القا كرده اند به شما ها كه بگوييد ملت گريه ،‌ آن ها از همين گريه مي ترسند . اين ها خيانت مي كنند ، بزرگهايشان و ارباب هايشان از اين گريه ها مي ترسند . قضيه ي روضه خواني قضيه ي اين نيست كه من يك چيزي بگويم و يكي هم گريه كند ، قضيه اين است كه با گريه حفظ شده است اين مكتب ، بايد هر روز اين كار بشود اين جنبه ي سياسي دارد ، جنبه ي اجتماعي دارد »

واقعا اين گونه است دشمنان ما از اين گريه ها مي ترسند ، چرا كه در همين گريه هاست كه جوانان غيور ، مخلص ، شجاع ، شهادت طلب و مبارز پرورش پيدا مي كنند و دشمنان و برخي دوستان نادان يا فريب خورده به دنبال اين هستند كه مجالس اين گونه را تحقير و پاي جوانان را از آن جا كوتاه كنند . آثار ديگر مجالس عزاداري حسيني عبارت است از حفظ ارزش هاي ديني ، آماده سازي نيروها و نمايش قدرت مسلمانان به دشمنان ، امام خميني در اين مورد مي فرمايد « در دفعه ي اول كه مرا از قم گرفتند و بردند در بين راه بعضي از اين مامورين كه بودند در آن اتومبيل من ، مي گفت كه ما كه آمديم سراغ شما از اين چادرهايي كه در قم بود ( خيمه هاي مراسم محرم ) مي ترسيديم كه مبادا اين ها مطلع بشوند و ما نتوانيم انجام وظيفه كنيم . اين ها كه هيچ ، قدرتهاي بزرگ از اين چادرها مي ترسند »

ابعاد مختلف اشك چنان است كه پزشكان آثار جسماني فراواني براي آن بيان كرده اند ، روان شناسان از تاثير مثبت گريه بر روح و روان نكات ارزنده اي بازگو نموده اند ،‌ علماي اخلاق اشك ديدگان را نشان نورانيت دل و گيرندگي فراوان قلب شمرده اند و جامعه شناسان تسلط سخنرانان را بر گريه و خنده ي مخاطبان خود ، تسلط بر تمامي وجود آنان دانسته اند كه در اين مختصر مجالي براي پرداختن به همه ي اين ها نيست .

مكتب عقل يا عشق

هر دين و مكتبي كه تنها به عقل و مسائل عقلي مردم تكيه كند مطمئنا شكست خواهد خورد . اسلام ديني است كه قوي ترين فكرها و عقل ها را تغذيه مي كند و پاسخ هر سوال و نيازي را مي دهد . اما مي دانست كه اگر تنها فكر حكم فرما باشد دوامي نخواهد داشت . بدين جهت عاطفه را چاشني آن كرد . راه نفوذ عميق شدن و بقاي دين در روح ، عشق عاطفه است . با وجود عقل و عشق در جوار هم ، عشق و عاطفه شور و حرارتي عظيم به دين بخشيده ، آن را ابدي مي كند . بدين جهت توصيه به برپايي مجالس عزاداري ائمه يك دور انديشي فوق العاده عجيب و معصومانه اي بوده كه تاكيد به حفظ اين چاشني (‌عزاداري ) داشته است .

آيا امامان راست مي گويند يا ... ؟

به آن هايي كه بدين مساله ايراد وارد كرده اند مي گوييم : آيا ائمه را قبول دارند ؟ اگر نه ما را با آنان كاري نيست . اما اگر جوابشان مثبت باشد مي پرسيم : آيا ائمه راست مي گويند يا در سخنانشان دروغ هم هست ؟ مطمئنا مي گويند ايشان معصوم بوده و هيچ گاه دروغ نمي گويند ،‌ مي گوييم ائمه دستور برپايي مراسم عزاداري و گريه را داده ، خود پيوسته آن را عملي مي كردند . آيا اين كار را انجام بدهيم يا نه ؟ پاسخ آن آشكار است .

امام صادق عليه السلام فرمودند « هر كس كه نزد او ما را ياد كنند و در چشمانش اشك جمع شود خداوند چهره اش را بر آتش حرام مي كند » . امامان گران قدر خصوصا امام باقر و امام صادق در منازلشان مجلس عزاداري مصيبت امام حسين بر پا مي كردند . در احاديث فراوان آمده است كه پيامبران بزرگ الهي چون حضرت آدم ، ابراهيم ، موسي ، عيسي ،‌ نوح ، يحيي ، زكريا و پيامبر اكرم بر مولايمان ابا عبدالله گريستند .

حال آيا ائمه ي ما كه اهل گريه و به قول بعضي ها ملت گريه بودند در ميدان جنگ شجاعت و مردانگي بيشتري داشتند يا امثال معاويه و يزيد كه سراسر زندگيشان به خنده و مستي گذشته است ؟ شما قضاوت كنيد ، آيا جوانان اهل عيش و عشرت و خنده جلوي رگبار گلوله ايستادگي كردند يا آنها كه هر شب با نداي يا حسين و يا زهرا زار زار گريه ميكردند ؟ آيا آنان كه چون ناموس ملت به خطر افتد چون موش به سوراخ هاي تو در تو خواهند خزيد همين مردم اهل بزم و خنده ( و مخالف گريه و عزاداري ) نيستند .

اين انسانهاي گريزان از گريه بهتر است اشك ديدگانشان را نگه دارند ، چرا كه روزي به آن نياز پيدا خواهند كرد ، آن جا كه در قيامت با چشمان حسرت زده و گريان چهره ي خندان اهل اشك و مقام و مرتبه ي بالاي ايشان را مي بينند

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم تیر 1388ساعت 21:27  توسط محسن  | 

مبارزات سیاسی حضرت زهرا سلام الله علیها با خلفا

سير مبارزات حضرت زهرا سلام الله عليها در اثبات حقانيت ولايت اميرالمومنين علي عليه السلام

با ارزيابي صحيح تاريخ سياسي اسلام به اين نتيجه مي‌رسيم كه اگر خداوند حضرت فاطمه را براي مقطع حساس 75 روز پس از وفات رسول خدا انتخاب نكرده بود و مبارزات آن بزرگ بانوي جهان اسلام نبود اسلام تداوم نمي‌يافت وعلي وجود نداشت و امامت و رهبري معصوم براي هميشه از ميان مي‌رفت و اگر فاطمه نبود ره‌آورد رسالت نابود مي‌گشت. در واقع يگانه مدافع ولايت حضرت زهرا سلام الله عليهاست.

ادامه را در ادامه مطلب بخوانید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه یکم تیر 1388ساعت 21:25  توسط محسن  | 

سوار بر کشتی نجات

پيامبر گرامي اسلام حضرت محمد صلي الله عليه و‌ آله وسلم فرمودند :

هر كس كه ميخواهد سوار شود بر كشتي نجات و بچسبد به ريسمان محكم الهي و چنگ زند به ريسمان خداي كه استوار است، پس بايد كه علي (ع) را دوست بگيرد بعد از من و به دشمني بگيرد دشمن او را و گناه نكند يعني مطيع باشد امامان را كه راهنمايند به سوي حق. بدرستي كه ايشان خلفا و اوصياء منند، جنگ با ايشان جنگ با منست وجنگ با من جنگ با خداست و جنگ با دشمنان ايشان جنگ با شيطان است

 

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم تیر 1388ساعت 21:21  توسط محسن  | 

آيات اثبات كننده ولايت اميرالمومنين در قرآن

« إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ أُولئِكَ هُمْ خَيْرُ الْبَرِيِّةِ » ( بينه آيه 7و 8)

« (اما) كسانى كه ايمان آوردند و اعمال صالح انجام دادند، بهترين مخلوقات (خدا)يند! »

اين آيه طبق روايات فراواني كه از اهل سنت و شيعه آمده است در مورد امير المومنين است .

جابر بن عبدالله انصاري مي گويد كه ما در خدمت پيامبر اكرم كنار خانه خدا نشسته بوديم علي عليه السلام به سوي ما مي آمد وقتي چشم پيامبر به او افتاد گفتند كه برادرم به سراغ شما مي ايد بعد رو به كعبه كردند و گفتند به خداي اين كعبه قسم كه اين مرد و شيعيانش در قيامت رستگارانند ، بعد رو به ما كردند و گفتند به خدا سوگند او قبل از همه شمابه خدا ايمان آورد وفاي به عهدش از همه بيشتر است ،‌ مساوات و قضاوتش از همه بهتر است ، عدالتش از همه بيشتر و مقامش نزد خدا از همه بالاتراست

‌ جابر مي گويد در اينجا بود كه خداوند آيه اي كه در بالا است را نازل كردند و از آن به بعد هنگامي كه علي (ع) مي آمد ياران پيامبر مي گفتند بهترين خلق خدا بعد از رسول الله امد .

مقاتل بن سليمان از ضحاك از ابن عباس نقل كرده است كه اين آيه در شأن على عليه السلام و اهل بيت او نازل شده است (غاية المرام باب 94 حديث 9)

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم تیر 1388ساعت 21:4  توسط محسن  | 

مصیبت شهادت حضرت فاطمه زهرا (س)

هنگامی که حضرت علی (ع) بدن حضرت زهرا (س) را کفن می کرد وقتی می خواست بند های کفن را ببندد صدا زد : ای ام کلثوم ، ای زینب ، ای سکینه، ای فضه، ای حسن، ای حسین هلمو تزودوا من امکم .... بیائید و از دیدار مادرتان توشه برگیرید  که وقت فراق و لقای بهشت است .

حسن و حسین آمدند با آه و ناله فریاد می زدند : ای مادر حسن ، ای مادر حسین وقتی که به حضور جدمان رسیدی سلام ما را به او برسان به او بگو بعد از تو در دنیا یتیم ماندیم . آه آه چگونه شعله غم ، از فراق پیامبر (ص) و مادر مان خاموش گردد؟ امیر مومنان می فرماید خدا را گواه می گیرم که فاطمه(س) ناله جانکاهی کشید و دستهای خود را دراز کرد و فرزندانش را مدتی به سینه اش چسباند ناگاه شنیدم هاتفی از آسمان صدا زد(( یا ابالحسن ارفعهما لقد ابکیا و الله ملائکت السماء. ای اباالحسن ، حسن و حسین (ع)را از روی سینه مادرشان بلند کن که سوگند به خدا این حالت آنها ، فرشتگان آسمانها را به گریه انداخت.)) آنگاه علی علیه السلام آنها را از سینه مادرشان بلند کرد .

برگرفته از 72مجلس و سوگنامه آل محمد (ص)

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم خرداد 1388ساعت 14:40  توسط محسن  | 

مصیبت حضرت زهرا (س)

عمر در ضمن نامه ای به معاویه چنین میگوید : به فاطمه (س) که پشت در بود گفتم: اگر علی (ع) از خانه بیرون نیاید (برای بیعت ) هیزم فراوانی به اینجا بیاورم و.... آنگاه تازیانه قنفذ را گرفتم و فاطمه (س) را با آن زدم و به خالد بن ولید گفتم تو ومردان دیگر هیزم بیاورید و به  فاطمه (س) گفتم : خانه را به آتش می کشم ... همانطو دستش را بیرون آورد  تا مرا از ورود به خانه باز دارد من او را دور  نمودم و با شدت در را فشار دادم و با تازیانه بر د ستهای  او زدم تا در را رها کند از شدت درد تازیانه ناله کرد و گریست ناله او به قدری چانکاه و چگر سوز بود که نزدیک بود دلم نرم شود و از آنجا منصرف گردم  ولی به یاد کینه های علی (ع) و حرص او بر کشتن قریشیان (مشرک) افتادم  با پای خود لگد بر در زدم ولی او همچنان در را محکم نگه داشته بود که باز نشود وقتی لگد بر در زدم صدای فاطمه (س) را شنیدم که گمان کردم این ناله مدینه را زیر ورو کرد .... در عین حال فشار دادم در باز شد وارد خانه شدم فاطمه (س) با همان حال رو به روی من ایستاد ولی شدت خشم من را به گونه ای کرده بود که گویی پرده ای در برابر چشمم افتاده است چنان سیلی روی روپوش  به صورت فاطمه (س) زدم که به زمین افتاد .

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم خرداد 1388ساعت 14:39  توسط محسن  | 

شباهت هاي امير المومنين علي ( ع ) به پيامبر اكرم

شباهت هاي امير المومنين علي ( ع ) به پيامبر اكرم

ثعلبي در تفسير خود و سيد احمد شهاب الدين در كتاب توضيح الدلائل اين گونه مي نويسند كه :

پوشيده و پنهان نيست آنكه مولاي ما امير المومنين علي عليه السلام شباهت دارد به رسول اكرم ( ص ) در بيشتر صفات رضيه و افعال زكيه از عادات و عبادات و احوال عليه آن حضرت و به صحت پيوسته اين معني به اخبار صحيح كه نيازي به دليل و برهان ندارد بيان شده است . از جمله آنكه در اصل ونسب نظير يكديگرند و در طهارت مثل پيغمبر است به دليل آيه تطهير ( انما يريد الله ليذهب عنكم الرجس اهل البيت و يطهركم تطهيرا ) كه در مورد پيامبر و امام علي و حضرت فاطمه و امام حسن و امام حسين آمده است .

و مثل آن حضرت است در ولايت به دليل آيه انما وليكم الله و رسوله و الذين آمنوا الذين يقيمون الصلوه و يوتون الزكوه و هم راكعون به اتفاق شيعه وسني در مورد حضرت علي نازل شده است .

و نظير آن حضرت است در ادا رسالت و تبليغ دين به دليل موضوع سوره توبه كه آن حضرت آيات سوره توبه را به ابي بكر داد كه ببرد و در موسم حج بر اهل مكه قرائت نمايد كه جبرئيل نازل شد و عرض كرد ادا رسالت نمي تواند بنمايد مرگ خودت يا كسيكه از تو باشد پس آن حضرت آيات سوره برائت را از ابي بكر گرفت به امر خدا و به علي داد كه در موسم حج ادا نمود .

و نظير آن حضرت است در مولاي امت بودن به دليل حديث غدير كه به آن اشاره شده است .

و نظير آن حضرت است دراتحاد نفساني كه نفس علي نفس رسول خدا است چنانچه خداوند در آيه مباهله علي را به منزله نفس خود قرار داده است . ( در قسمت پاسخ به شبهات به آن اشاره شده است ) 

و نظير آن حضرت است در فتح باب او در مسجد مثل فتح باب رسول الله كه به امر پيغمبر تمام درهاي خانه كه به مسجد باز بود بسته شد الا در خانه پيغمبر و علي . ( اين قضيه را امام حنبل در ص ۱۷۵ جلد اول مسند و نسائي در سنن ص ۱۳ و ۱۴ و ابن ابي الحديد در ص ۴۵۱ جلد دوم شرح نهج البلاغه و خيلي از علما اهل سنت در كتب خود از عمر بن خطاب و عبدالله بن عباس و عبدالله عمر و .... نقل نموده اند . )‌  و بسياري ديگر از صفات كه حضرت علي با پيامبر مساوي هستند .

 


+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم خرداد 1388ساعت 2:16  توسط محسن  | 

علی براافراشته ترین خورشید.منظومه عدالت

بسم الله الرحمن الرحیم                              

بیقین وبدون تردیدمیتوان گفت:حضرت مولاعلی عصاره ی جهان خلقت وزیباترین عنصروجودی دنیای یقین است.دربیان شخصیت وجودی ایشان همین بس که دوستان حیرانندودشمنان درطریق شناخت وی ناتوانند. حضرت مولاعلی سمبل حقیقت خداوندی ومقتدای طریق بندگی است. شمیم رایحه ی دل انگیزمهتابش خلقی رارسیده ونهایت شورانگیز صلابتش جهانی رابه سجده آورده است.شایدزیباترین تعبیردربیان عظمت مولااززبان محقق مسیحی بهترمیتوان شنیدجرج جرداق میگوید: کاش دست طبیعت چنین تعلق میگرفت که یک علی دیگررابه جهان هستی معرفی میکرد.که هیهات چنین شخصیتی پابه جهان هستی بگذارد.درطول تاریخ شخصیتهاوفرماندهان مختلفی پابه عرصه ی وجودگذاشتندباتیپ های مختلف واندیشه های متفاوت عالمان و قدیسان مطرح بشررامقهورومهابت وشکوهمندی خودساختندوبالاترازاین مواردپیامبران الهی که مظهرعظمت وعلم خداوندی بودندبرای هدایت بشربراین کره ی خاکی قدم گذاشتند.ازپیامبران مبشرومنذر٬مرسل و اولی العظم گرفته تاامامان معصوم هدایتگرراستین خلق هرکدام رسالت خویش رابرسرمنزل مقصودرسانیدنداماهمه ی این منادیان توحیدتجلی فروغ خودرادرسیمای تابناک مولاعلی یافتند.اوتک سوار وادی یقین بر صلای عمل به جولان قاب قوسین اوادنی رسید.وچه زیباست سخن پیامبرکه فرمود:من وعلی ازیک درخت فاخرتوحیدیم وسایرمردم اززیادی درخت وجودی ماوازگل بجای مانده ازعالم قدسیه ی ما.درتمامی ابعاد تلالووجودی حضرت علی رخشان وپرتشعشع است وجمع اضداد. در میدان زهدوپارسایی زاهدترین مردم ودرمیدان عرفان امام العارفین ودر بسترپرنورعبادت وبندگی عابدترین عابدان ودرعشق ورزی عمیقترین احساس خداودرمهرورزی وملاحت دل شفیقترین مردخداودرعلم ومعرفت عالمترین قدیس دایره ی وجودودرشجاعت پرخروشترین سردارومهابت نهایت ابهت وشکوهمندی فرزندآدم ودرسخاوت بی بدیل ترین سخی روزگارودرخطابه وسخنوری قهرمان میدان گفتگوودرمحراب بندگی پرشکوه عبودیت ودرمبارزه بادشمن بی گذشت ودررافت بادوست مداراترین عنصرخلقت وبهنگام کاروتلاش کوشاترین کارگرمیدان سازندگی وبهنگام زراعت زارع خدامحورعرق ریزسامان کوفه مدینه.شکوه وجلال مولاعلی همین بس که خداوندشرط قبولی اعمال رادوستی او وشرط بهرورزی خلق راعنایات مولاعلی میداند.وپیامبرفرمود:یاعلی چقدرشقی هستندقومی که باتودشمندوچه سعادتمندندجمعی که برگردتوآیند وتورا دوست بدارند.دوست داشتن مولا احساس است اماشناخت او مسئولیت.میتوان اورادوست داشت امانشناخت که بیشترخلق دچارند و میتوان اوراشناخت وبارمسئولیت راقبول نمودکه اندکی بدان میپردازند. امام علی متدو روش بندگی است تادروادی عرفان به سیر الی الله وبقاء معبودرسیدوسمبل هدایت طریق بندگی است تابه سیرطریق الطرائق رسید.مسیرفلاح ورستگاری رابایددرسیمای ابدی مولادید.

الحق مع العلی والعلی مع الحق

                                                       مقاله استادم عباس غلامی

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم خرداد 1388ساعت 1:59  توسط محسن  | 

مسابقه تبیان

برای ثبت وبلاگ خود لطفا کلیک کنید

 تبیان زنجان به عنوان یکی از فعال ترین شاخه های تبیان در کشور , در راستای جایگاه و نیزاهداف کلان خود در سطح کشور , دومین دوره جشنواره ملی وبلاگ های فرهنگی , دینی و هنری خود را با عنوان " مینویسم از اندیشه هایم ... " برگزار مینماید .
 
ثبت نام تنها با دو کلیک در جشنواره بزرگ کشـــــــوری تبیان زنجان
+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم خرداد 1388ساعت 17:59  توسط محسن  | 

ولایت مولا علی علیه السلام درقرآن

خدای تعالی درسوره مائده-آیه۵۵-۵۶ میفرماید:

«انماولیکم الله ورسوله والذین آمنواالذین یقیمون الصلاه ویوتون الزکاه وهم راکعون-ومن یتول الله ورسوله والذین آمنوا فان حزب الله هم الغالبون»

همانا ولی شما خداوند است وپیامبرش وآن مومنانی که نمازرابرپامیدارندوهنگامیکه به رکوع رفته اند زکات (صدقه)میدهندوهرکس ولایت خدا ورسولش رابپذیرد بیگمان حزب الله غالب وپیروزاست.

نزدشیعیان هیچ اختلافی نیست که این آیه درشان مولاعلی واردشده واین ازاخباری است که نزدآنان ازمسلمات است دربسیاری ازکتابهای معتبر شیعه نقل شده:

بحارالانوار-علامه مجلسی

اثبات ااهداه-حرعاملی

تفسیرالمیزان-علامه طباطبایی

الغدیرعلامه امینی و............................

ودرنزداهل تسنن بسیاری از علمای آنان به مسئله اعتراف کرده اندمانند:

تفسیرکشاف-زمخشری-ج۱ص۶۴۹

تفسیرطبری-ج۶ص۱۶۵

زادالمسیرفی علم التفسیر-ابن جوزی-ج۲ص۳۸۳

تفسیرفخررازی-ج۱۲ص۲۶

لازم به ذکراست که ممکن است سوال پیش آیدکه چطورعلی درحال نماز تیرازپای ایشان میکشیدند ولی حضرت خبردار نمیشدندودرحال نماززکات(صدقه)بدهد:

آری خداونداول میگویدنمازرابرپاداریدوبعدمیگویدزکات بدهیدپس مولاعلی عبادت خداراانجام داده غیراز عبادت خدا کاری دیگرانجام نداده واین ازبی نظیربودن ویکتایی وبی مانندی علی است ودلیلی است برمتمایز بودن علی درتمام ابعادزندگی اش ونشان خارق العاده بودن علی است که خدافرموداول نمازبعد

زکات ولی مولاعلی هردورا باهم انجام میدهددرحال نماز زکات میدهد.

این است مولای من ومولای تمام شیعیان

+ نوشته شده در  جمعه یکم خرداد 1388ساعت 11:11  توسط محسن  | 

تسلیت به مناسبت ارتحال جانگدازآیت الله بهجت

آیت الله بهجت

آیت الله محمدتقی بهجت مرجع تقلیدشیعیان جهان به ملکوت اعلی پیوست.این مصیبت عظمی رابرتمام ملت شیعه ایران وبرمولاناامام صاحب العصروالزمان تسلیت میگوییم. امیدصبربرای بازماندگان آن بزرگ مردعشق وعرفان ازخداوندسبحان مسئلت داریم.خداوندبزرگ ایشان رابامحمدوآل محمد محشوروهمنشین بگرداند.

 

+ نوشته شده در  جمعه یکم خرداد 1388ساعت 1:57  توسط محسن  | 

شب ضربت مولاعلی وندای فزت ورب الکعبه

یک مورخ غربی غیر مسلمان میگوید من فرق میان علی وعمررا ازآنجا خوب فهمیدم که در مطالعات خود

دیدم که هنگام ضربت خوردن علی اوگفت بسم الله وبالله یعنی به نام خدا وبرای خدا وگفت فزت و رب

الکعبه یعنی بخدای کعبه که رستگارشدم ولی عمرهنگامیکه یک ایرانی به اوضربه زدگفت این مجوسی

 به من ضربه زد.آری اینست فرق مه من شیعه با مه اهل سنت. رهبرومولایم فقط فقط خدامیدیدکه

خودمولافرمودهرآنچه میبینم قبلش وهمراهش وبعدش خدارامیبینم.این جمله واقعا زیبا وبردل

می شیند واگر من شیعه ازمولاعلی پیروی کردم میتوانم انسانی باشم که همه چیز را خدا بینم .

واگر این جمله پیامبراسلام یاعلی انت صراط المستقیم راگوش دهیم هیچ وقت به بیراهه نمیرویم.

                                                                                                     یاعلی  

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم اردیبهشت 1388ساعت 2:9  توسط محسن  | 

به نام خدا

درخیال خودم باخودفکرمیکردم واقعا مولاعلی حکومت وخلافت خلفای

۳گانه راقبول داشته یاخیرومیگفتم چرامولاعلی چیزی نگفته است

بعدبه خطبه شقشقیه رسیدم شکم برطرف شدولی تابه این مطلبی

که ارائه میکنم رسیدم گفتم اگرسنی هااین مطلب رابرای اینکه بدانند

شیعه حق است برایشان بس است امااین نوشته چیست:

درج۳ص۱۴۳صحیح مسلم وج۳ص۲۸۷صحیح بخاری آمده:

گفته عمربن الخطاب به حضرت علی علیه السلام وحضرت عباس رض:

هنگامیکه پیامبرصلی الله علیه اله وفات یافت ابوبکرگفت:من جانشین 

رسول خدا هستم آمده ای(عباس)تاارث خودراازبرادرزاده ات بخواهی و

این شخص(علی)میراث پدرزنش رامیخواهد.پس ابوبکرگفت:رسول خدا

فرموده است ماپیامبران ارث نمیگذاریم آنچه باقی بماندصدقه است پس

اورادیدیدگناهکار٬خیانت پیشه وخدامیدانداوراستگو٬نیکوکار٬هدایت یافته

وپیروحق بود٬سپس ابوبکرمردومن جانشین رسول خدا هستم وابوبکرمرا

حکومت دادومرامی پنداریدکه دروغگو٬خیانت کارهستم.

پس دراینجا ادعای سنی هابرحسب اینکه مولاعلی حکومت خلفا راقبول

داشته آن رادرست میدیده اشتباه است وپس دیدیدکه حکومتشان نزد

دروازه شهرعلم وجوانمردبی مانندوهمیشه همراه حق ودامادپیامبروعموی

پیامبراین حکومت خلفا راقبول نداشته آنهاکه بیشتردرکنارپیامبربودندواعمال

رسول خدارامیدیدندپس فرق حکومت الهی(رسول خدا)وحکومت خیانت پیشه

(خلفا-ابوبکروعمر)رامیدانسته اند.  

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1388ساعت 2:6  توسط محسن  | 

شهادت دخترپیامبراسلام مولاتی فاطمه

به نام الله دادگر

 به روزشهادت سیده زنان دوعالم مولاتی فاطمه الزهراواردمیشویم وبایدبه این قضیه شهادت تاکیدداشت وبایدگفت شهادت نه وفات واین راسنیهابرای پرده گذاشتن برآبروی خلفااین واقعه مسلم تاریخی راوفات میخوانندوحال اینکه میگویندشیعیان چرابه این دامن میزنند مطرح میکنندکه موجب نفاق وتفرقه است.من میگویم حضرت محمدرسالتی راکه داشت بالاالله شروع وبه پایان نرسانیدبلکه با لاالله الاالله بودیعنی خدای واحدونه خدای دیگری پس بایدهنگامیکه میگویم حق بامولاعلی است پس بایدگفت حق باکس دیگری نیست وشهادت مولاتی فاطمه خودبیانگراین است که حق بامولاعلی بوده که خلفابرای گرفتن حقی که نه خودمولاعلی خواستارآن بودبلکه پیامبراعظم آن را وصیت کرده بودندحتی حمله به خانه ی دختررسول خدانیزدست زدندوآنحضرت رابه شهادت رسانیدندواگربرادران سنی میگوینداین ازجعلیات شیعه است درکتابهای خودتان بسیاراست که من به نمونه ای ازآنان میپردازم.

ملل نحل شهرستانی(ج1ص59):ابراهیم بن سیاربن هانی نظام گفته است خلیفه دوم ضربه ای برشکم فاطمه زدکه جنین راازشکم اوانداخت دراین حال عمرفریادمیکشیدکه خانه اش راباهرکه درآن است آتش بکشید.

لسان المیزان(ج1ص268)عمرلگدی برفاطمه زدکه محسن راسقط کرد.

اثبات الوصیه (ص124)سیده زنان عالمیان رابه واسطه درب خانه فشردندتامحسن راسقط نمود.

این راگفته اندکه عمرباعث سقط شدن فرزندمولاتی فاطمه شده است امابخوانیم روایتی راکه ابن اباالحدیددرشرح نهج البلاغه ص351جلدسوم چاپ مصرآورده است:وقتی برای استادخودابی جعفرنقیب شیخ معتزله نقل نمودم  که وقتی رسول خداراخبردادندکه هباربن اسودبانیزه بهودج زینب دخترشماحمله بردوزینب ازترس بچه سقط کردرسول خداخون اورامباح نمودابی جعفرگفت:اگر رسول خدازنده بودحتمامباح میکردخون کسی که حضرت فاطمه راترسانیدتا آنکه بچه اش راسقط کرد.

خب این ازروایات وارده درکتب معتبراهل سنت بودوکه قطعیت واقعه شهادت پاره تن رسول خداراتضمین میکندحال میپردازیم به یک جریان دیگراینکه مولاتی فاطمه ازخلفاخشمگین وناراضی ازدنیا رفت.اکنون سندآن:الامامه والسیاسه ج1ص20

حضرت فاطمه سلام الله علیه تاآخرین روزی که زنده بودندازخلفاناراضی وخشمگین بوددرحالیکه بی بی دوعالم میفرمود: درهر نمازی که بخوانم(خطاب به ابوبکر)تورانفرین خواهم کرد.

من درتاریخ که بررسی کرده ام اهل بیت کمتروبسیارنادرکسی رانفرین میکردندوحال میبینیم که دختررسول خداکه از هررجزو پلیدی دوراست کسی رانفرین میکندوچه چیزباعث شده است که مولاتی فاطمه خلفا رانفرین کند.آیا ازرفتاربی شرمانه وحمله آنان به خانه شان نشات نگرفته است.

ودرآخرسوالی پیش می آیدکه علی وسکوت!

آری مولاعلی سکوت کردکه سکوت مولاعلی خوددرس است وسکوت مولاعلی رامیتوانم بایک مثال تحلیل کرد:

هنگامیکه2زن داعی یک فرزندبودندوادعای مادری یک بچه راداشتندآن قاضی باهوش وکاردان وعالم(انگارخودمولاعلی بوده) دستورمیدهدشمشیربیاورندوبچه رادونیم تقسیم کنند.نصفی رابه یک زن ونصفی دیگربرای زن دیگروهنگام شروع کارمادرواقعی میگوید:نه این فرزندمن نیست وادعای خودراپس گرفت وسکوت اختیارکرد.برای این بودکه میدانست حق اوست وبرای زنده ماندنش باکی نیست دردامن زن غاصب غریبه بزرگ شودولی به اوضررجانی نرسدواین داستان شباهت داردبه قضیه سکوت مولاعلی که خلافت رسول خداراحق خودمیدانست ولی برای اینکه ضرربنیادی برپیکرتازه جان گرفته اسلام نخورداین بودکه مولاعلی سکوت اختیارکردواین شدکه شدکه روزگازماچنین شدکه هست. خداوندآنان رانبخشاید

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1388ساعت 2:1  توسط محسن  | 

و امّا داستان فدك

و امّا داستان فدك  
آنكه رست از جهان فدك چه كند؟
آنكه جست از جهت ، فلك چه كند؟

داستان فدك يا يك حقيقت تاريخى 
فدك ، سرزمين آبادى بود در نزديك مدينه به فاصله 140 كيلومترى . فدك از اموال خالصه بود. زيرا فدك سرزمينى بود كه هرگز به جنگ و غلبه فتح نگرديد، بلكه هنگامى كه خبر خيبريان به دهكده فدك رسيد، همگى حاضر شدند كه با پيامبر گرامى از در صلح وارد شوند و نيمى از اراضى فدك را در اختيار پيامبر (ص ) بگذارند و نيمى ديگر را به خود اختصاص ‍ دهند و در برابر آن در انجام مراسم مذهبى كاملا آزاد باشند و حكومت اسلامى امنيت منطقه آنان را حفظ كند.

ادامه در ادامه مطلب...


 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم فروردین 1388ساعت 1:42  توسط محسن  | 

بعد از پيامبر اكرم (ص )

بعد از پيامبر اكرم (ص ) 
طبق سفارش پيغمبر بنا بود على (ع ) خليفه مسلمين باشد، امّا وقتى اشخاص ديگرى در اين كار پيشدستى كردند و زمامدارى را به دست گرفتند، با آنكه على (ع ) خلافت را حق خود مى دانست و جمعى از ياران و اصحاب هم بدين امر اعتراف و حتى اصرار داشتند، ولى على (ع ) براى پيشگيرى از بروز اختلافات و جنگ داخلى با حالتى كه از آن به ((خار در چشم و استخوان در گلو)) تعبير نموده ، صبر كرد و تنها با ارائه دلايل منطقى و حجت آوردن به دفاع از حق خود پرداخت .
طبق آنچه در مدارك تاريخى موجود است على (ع ) تا پس از وفات فاطمه (ع ) با ابوبكر بيعت نكرد و در زمان خليفه اول تقريبا از دخالت در اوضاع عمومى كناره گيرى فرمود. در مدت نزديك به 25 سال (از سال 11 هجرى تا سال 35 هجرى ) كه خلفاى سه گانه زمامدارى مى كردند، اميرالمؤ منين با كمال بزرگوارى و نيكنامى و خيرخواهى دوره بسيار حساسى را گذراند. به مشكلات مردم و تربيت اصحاب رسيدگى مى كرد. به درختكارى و كشاورزى و حفر قنات و كارهاى سودبخش و عام المنفعه و عبادت پروردگار متعال اوقات خويش را صرف مى كرد. تا دوران خلافت آن حضرت فرا رسيد. امّا به محض اينكه علتى (ع ) بنا به خواهش مردم زمامدارى را به عهده گرفت و در ابتداى برنامه خود اعلام كرد: ((هر چه را عثمان بى جهت به مردم داده به خدا قسم پس مى گيرم و به بيت المال بر مى گردانم ، اگر چه به مصرف مهر زنان و خريد كنيزان رسيده باشد)) دسته اى سر از بصره در آوردند و جنگ جمل آغاز شد. از طرفين در اين جنگ 13 هزار نفر مسلمان كشته شدند. چندى بعد، جنگ صفين راه افتاد و آن همه مشكلات براى على (ع ) و عالم اسلام پيش آمد و جريان حكميت ؛ كه براى اسلام گران تمام شد نتيجه اين جنگ اين بود كه معاويه با دسيسه و حيله بر شام مسلط شد و به اغفال مردم پرداخت . چندى نگذشت كه جنگ ((خوارج نهروان )) رخ نمود و گرفتارى ديگرى براى مولى علتى (ع ) پيش ‍ آمد. على (ع ) با خوارج سخن گفت و اتمام حجت كرد. عده اى هم توبه كردند و به حقانيت اميرالمؤ منين تسليم شدند، امّا برخى از آنان بر جنگ اصرار كردند و چند نفر از ياران على (ع ) را كشتند.
ناچار على (ع ) دستور دفاع و جنگ صادر كرد و سرانجام به شكست خوارج انجاميد.
اين جنگها - در حقيقت - فرمايش رسول اكرم (ص ) را تحقق بخشيد.
حضرت رسول (ص ) به على (ع ) فرموده بود: بعد از من با سه دسته جنگ مى كنى - با ((ناكثان )) يعنى پيمان شكنان ، همان اصحاب جمل كه ابتدا بيعت كردند و سپس بيعت را شكستند، با ((قاسطان )) يعنى ياغيان و زورگويان يعنى معاويه و اهل شام كه از ابتدا سر به طغيان و ياغيگرى برداشته بودند، و با ((مارقان )) يعنى آنها كه از اطاعت امام زمان خود و دولت قانونى و شرعى بيرون رفتند، يعنى خوارج نهروان .

منبع : کتاب چهارده اختر تابناک اثر احمد احمدى بيرجندى  

 


 

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم فروردین 1388ساعت 18:26  توسط محسن  | 

سيماى على (ع ) در قرآن

سيماى على (ع ) در قرآن 
بيش از صد مورد، بر حسب مدارك قابل قبول ، آياتى است كه درباره على نازل شده ، ما در اين جا چند آيه را كه به اتفاق شيعه و سنى درباره على (ع ) نازل شده است نقل مى كنيم :
آيه مباركه (( ((افمن كان مؤ منا كمن كان فاسقا لا يستوون - )) آيا پس كسى كه مؤ من باشد مانند كسى است كه فاسق باشد (چنين نيست ) اينان يكسان نيستند. سوره سجده آيه 19)).
آيه مباركه : (( ((انما انت منذر و لكل قوم هاد - )) جز اين نيست كه بيم دهنده اى و از براى هر قومى راهنمايى است سوره رعد آيه 9)) فخر رازى در ذيل اين آيه منظور از ((هادى )) را حضرت على (ع ) نقل مى كند.
آيه مباركه (( ((انما وليكم اللّه و رسوله و الذين يقيمون الصلوة و يؤ تون الزكوة و هم راكعون - )) جز اين نيست كه ولى شما خداست و رسولش ‍ و آنان كه بر پاى مى دارند نماز را و زكات را وقتى كه در ركوع اند مى دهند (سوره مائده - آيه 61).
فخر رازى در ذيل آيه مباركه از ابوذر غفارى نقل مى كند و همچنين زمخشرى در تفسير كشاف در ذيل آيه مباركه مى گويد: اين آيه درباره اميرالمؤ منين على (ع ) نازل شده است .
على (ع ) مفسر قرآن بود و از رموز و اسرار آن با خبر بود زيرا از سرچشمه دانش و بينش پيغمبر (ص ) سيراب شده بود. على گام به گام با پيغمبر و شاهد نزول آيات كريمه قرآن بوده است و اين پيغمبر است كه در حق على (ع ) فرمود:
((على با قرآن است و قرآن با على است ، اين دو از هم جدا نمى شوند تا بر حوض كوثر وارد شوند)).
على (ع ) خود كاتب وحى پيغمبر (ص ) بود، و آياتى را كه بر پيغمبر (ص ) نازل مى شد به امر آن حضرت بى درنگ حفظ و ضبط مى كرد. پس از وفات پيغمبر بلافاصله در خانه نشست و به جمع آورى قرآن پرداخت تا از پراكندگى و تحريف بر كنار باشد.
علتى (ع ) در تفسير و تبيين قرآن كريم از همه شايسته تر بود و اين قوليست كه جملگى (شيعه و سنى ) برآنند.

منبع : کتاب چهارده اختر تابناک اثر احمد احمدى بيرجندى  

 


 

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم فروردین 1388ساعت 15:0  توسط محسن  |